/ در دسته‌بندی نشده / توسط
آخرین زمان ویرایش:

اهداف و اقدامات متعهدانه

اهداف و اقدامات متعهدانه

  • کارکرد اصلی این مداخلات ، در اکت ، این نیست که درمانجو به فعالیت های لذت بخش تری بپردازد یا پریشانی اش کاهش یابد؛ بلکه هدف این است که هنگام استفاده از مهارت های مربوط به پذیرش و ذهن آگاهی، آن هم برای مقابله با رویدادهای درونی مساله ساز، بتواند فعالانه مسیرهای ارزشمند را دنبال کند. {2}
  • تعیین اهداف:{2}
    • هدف ها باید بر این اساس انتخاب شود که به چه میزان می توانند درمانجو را در مسیر ارزشمند به حرکت درآورند.
    • هدف ها باید مشخص و اندازه پذیر باشد؛ یعنی زمان، مکان و نحوه ی حصولشان روشن باشد.
    • هدف ها باید فعال باشد ( نه اینکه تلاش های فرد برای اجتناب یا اجرای کمتر فعالیتی را شامل شود).
    • هدف ها باید علمی و متناسب با سطح توانایی درمانجو باشد.
    • دادن تعهدی علنی برای عملی کردن ارزش ها، هدف ها، و فعالیت ها، مفید خواهد بود.
  • در اکت معمولا از درمانجویان خواسته می شود که نسبت به پیگیری هدف های ارزشمند خود، تعهد علنی بدهند. گاهی اوقات از آن تحت عنوان روی حرف خود ایستادن نیز یاد می شود (استروسال و همکاران،2004). درمانجو می تواند این کار را در حالی که در مقابل درمانگر، سایر اعضای گروه اکت، اعضای خانواده ، و دوستان خود قرار دارد، با صدای بلند انجام دهد. منطق اقدام اخیر آن است هکه تعهد علنی احتمال اجرای فعالیت را بیشتر می کند. این فرایند همچنین ممکن است به راه اندازی واکنش هایی ( ازقبیل اظطراب، تردید، و خجالت) در درمانجو دامن بزند، واکنش هایی که وی آنها را تاکنون منفی ارزیابی کرده است. {2}
  • مزایای ثبت نوشتاری هدف ها از این قرار است: (1) هر روز و هر هفته به درمانجویان یادآوری می کند که چه هدف هایی را برای خود تعیین کرده اند؛ (2) هنگامی که پیشرفتی حاصل می شود، منبع مناسبی را برای تقویت خویشتن فراهم می کند؛ و (3) امکان پایش آزمایه ی رفتاری را برای درمانگر فراهم می آورد. {2}
  • ارزشمند زیستن چیزی است که از این لحظه و در پی پای بندی به برداشتن این گام های کوچک ممکن می شود. {2}
  • علت غایی هدف گزینی و برنامه ریزی فعالیت، به شکل سلسله مراتبی، کمک به درمانجویان برای پرداختن به عمل متعهدانه است. {2}
  • وظیفه ی درمانگر این است که: {2}
    • با همکاری درمانجو به تدوین هدف و برنامه ی فعالیتی بپردازد که اجراپذیر و مبتنی بر ارزش های وی باشد و
    • آزمایه های مربوط به عمل متعهدانه را که درمانجو انجام می دهد، پایش کند و به تقویت آنها بپردازد.
  • لو ما و همکاران(2007) چندین ویژگی را برای اهداف شناسایی کرده اند: {3}
    • اهداف باید اختصاصی و قابل اندازه گیری باشند.
    • اهداف باید عملی و در حد توانایی مراجع باشند.
    • مراجع باید در حضور درمانگر تعهد بدهد که آنها را انجام می دهد.
    • اهداف باید همسو با ارزش های مراجع باشد.
    • اهداف باید به نیازهای کارکردی مراجع ربط داشته باشد.
  • عمل متعهدانه وقتی اتفاق می افتد که مراجع در حال انجام رفتارهایی است که نشان از بهبودی وی دارد. {1}
  • برخی از راهبردهای ACT برآن اند تا فرایندهای زبانی مخرب را تضعیف کنند. در مقابل، عمل متعهدانه و ارزش ها، به ایجاد کاربرد مثبت از زبان کمک می کنند. عمل متعهدانه، روابط رفتار-محیط تازه ای را شکل می دهد؛ به عبارت دیگر، این می تواند رفتار کردن به شیوه جدید (یادگیری مهارت های اجتماعی) در محیط های قدیمی (محل کار یا مدرسه) باشد یا ایجاد پاسخ های خوب شکل گرفته(صحبت کردن) در محیط های جدید(در مقابل کلاس)باشد. تازگی روابط محیط-رفتار در راستای ارزش های مراجع است و انعطاف پذیری روان شناختی بیشتری نیزایجاد می کند. {1}
  • عمل متعهدانه در بافت تمایل آشکار می شود {1}
  • ماکیاولی: وقتی تمایل شدید باشد، مشکلات نمی توانند شدید باشند {1}
  • عمل متعهدانه، هنگامی نتیجه می دهد که مراجعان هم مسیر های ارزشمند و هم موانع حرکت را تشخیص دهند. {1}
  • درمانگران اکت، برای افزایش مشغولیت درمانجویان با عمل متعهدانه، به طرق زیر به آنان یاری می رسانند: {2}
    • آماده ساز ی درمانجویان برای مواجه احتمالی با موانع، و تمیز دادن موانع بیرونی از موانع درونی.
    • به کارگیری مداخلات مربوط به ذهن آگاهی، پذیرش، و ناهم آمیزی برای کمک به درمانجویان جهت اجرای پای بندی ها، آن هم در حضور موانع روان شناختی.
    • حفظ تمرکز درمانجویان بر فرایند گام نهادن در مسیرهای ارزشمند، به جای دستیابی به پیامدها یا هدف های خاص.
    • انتقال این پیام به درمانجویان که کیفیت عمل متعهدانه در مقایسه با کمیت آن، اهمیت بیشتری دارد.
    • آفرینش فرصت هایی برای استفاده از تکنیک رویارویی که هدفی مبتنی بر ارزش ها را دنبال می کند.
    • کمک به درمانجویان برای دادن تعهد مجدد، هنگام عهد شکنی یا بروز لغزش.
  • خلاصه آنکه اکت درمانجویان را ترغیب می کند فواید حاصل از اجرای عمل متعهدانه را با پیامدهای اجتناب تجربه ای ( یعنی، تجارب بی روح، محدود، و آسیب زا) مقایسه نمایند. استروسال و همکاران (2004) در این باره می گویند « الگوهای عمل متعهدانه وقتی پایه ریزی می شود، زندگی تحت کنترل درمانجو در می آید و نشانه ی آن است که ماموریت درمانگر به پایان رسیده است» (ص48). {2}
  • پای بندی در بنیادی ترین سطح آن، اجرای رفتاری است که به راستی همسو با ارزش های فرد است، نه فقط قول دادن یا توافق کردن بر سر اجرای آن. {2}
  • گاهگاهی، هدف گزینی اکت ممکن است شبیه مولفه ی فعال سازی رفتاری در درمان شناختی- رفتاری کلاسیک باشد (برای مثال، نگاه کنید به کانتر، بوش، و راش ،2009): شناسایی فعالیت های لذت بخش ( که در اکت، رفتارها و فعالیت های ارزشمند است)، سپس «برنامه ریزی» آنها با تعیین هدف هایی برای اجرایشان. {2}
  • پای بندی فرایندی است که لحظه به لحظه انتخاب می شود. ارزش ها تا حدودی توان کاه هستند و پای بندی بی پایان، خیالی بیش نیست. آنچه حقیقت دارد این است که درمانجو از شیوه های زیستن آن گونه که برایش مهم است، آگاه است، و می تواند هرلحظه آزادانه تصمیم بگیرد آیا همسو با ارزشی خاص زندگی کند یا خیر. {2}
  • پایبندی در سطحی دیگر، برنامه ریزی برای رفتار همسو با ارزش ها آن هم به شیوه ای نظام مند تر است. {2}
  • عمل متعهدانه عبارت است از پیگیری فعال ارزش های برگزیده {2}
  • عمل متعهد یک الگوی سازنده رفتار است که با ارزشها به عنوان یک پیشایند کلامی تنظیم می شود و با پیامدهایش که منطبق با ارزشهاست تداوم می یابد (باتن،2011). تعهد شامل مشارکت فعالانه در اعمالی می شود که به احتمال زیاد افکار، هیجانات و حالات بدنی منفی را فرا می خواند. عوامل متعددی وجود دارد که باعث شکست مراجع در انجام اعمال متعهدانه می شود. {3}
  • عوامل تعهد شکنی: {3}
    • عامل اول این است که اعمالی که قرار بوده مراجع انجام دهد با اهداف ارزشمند او ارتباطی ندارند. مراجع به خاطر ارزش های اجتماعی یا دریافت تایید اجتماعی از ناحیه خانواده،همسر،درمانگر یا… این اعمال را انجام دهد.
    • عامل دوم ذهن است. مراجع گیر مانعی برای تمایل افتاده است. اغلب دلیل یادآوری برای حفظ و تقویت این موانع استفاده می شود.
    • عامل سوم این است که مراجع گامی برداشته که بسیار بزرگ است، بدون تمرین مناسب برای ایجاد تعهدات، ارتباط با موانع، گسلش و پذیرش و حفظ اعمال ارزشمند برای برطرف کردن این مسایل.
  • اهداف چیزهایی هستند که می توانید در حالی که در یک مسیر ارزشمند قدم بر می دارید آنها را به دست آورید. اهداف رویدادها، موقعیت ها، یا اشیای دست یافتنی و عینی هستند. آن ها می توانند کامل شوند، به دست آورده شوند یا به پایان برسند. {4}
  • اهداف تابلوی راهنمایی هستند که به سیله ی آن می توانید سفر زندگی خودتان را علامت گذاری کنید و آنها به چند دلیل اهمیت دارند. اهداف ابزارهای کاربردی در اختیار شما قرار می دهند تا ارزش هایتان را بروز دهید. هم چنین مقیاسی به شما می دهند که با آن می توانید پیشرفت خود را در مسیر ارزش زندگیتان بسنجید. ممکن است بدانید که می خواهید زندگیتان معطوف به چه چیزی باشد، اما بدون اهداف بعید است که بتوانید با این ارزشها در دنیای واقعی زندگی کنید. {4}
  • اهداف می توانند تحقق یابند. این خطری را نشان می دهد زیرا قوای ذهنی کلامی ما بسیار نتیجه مدار است در حالیکه ارزشها فرایند مدار هستند. {4}
  • سر زنده بودن به این معنی است که همیشه راه های جدیدی برای دنبال کردن مسیر ارزش هایتان وجود داشته باشد. {4}
  • در مدل های حیوانی، نشان داده شده است که الگوهای رفتاری بزرگتر نسبت به انتخاب های تکانشی کوتاه مدت، پایدارتر هستند. {4}
  • چرخه منجر به عدم تعهد: {4} مسئولیت پذیری در قبال الگو های بزرگتری که میسازید. تعهد می دهید و تعهد خود را میشکنید:
    • به خود تعهد می دهید، تعهد خود را می شکنید- دست از عهد و پیمان خود می کشید.
    • با خود عهد می بندید، عهد خود را می شکنید- کاملا دست از عهد و پیمان خود می کشید- به خاطر شکستن عهد خود احساس بدی دارید.
    • با خود عهد می بندید، عهد خود را می شکنید- کاملا دست از عهد و پیمان خود می کشید- به خاطر شکستن عهد خود احساس بدی دارید، از عهد بستن با خود می ترسید، دیگر عهدی با خود نمی بندید.
  • شکستن الگو های قدیمی: جوراب های سفید با لباس مشکی بپوشید، اما در موردذ آن حرفی نزنید. بخشی از آرایش خود را از قلم بیندازید یا به نحو مسخره ای آرایش کنید. به عمد یک جک نیمه کاره تعریف کنید اما در مورد آن توضیحی ندهید. حقیقتی که می دانید را اشتباه بیان کنید اما قبول نکنید که این کار را عمدا انجام داده اید. {4}
  • قطب نمای معکوس: هر آنچه که ذهن گفت شما برعکس انجام دهید. میگوید به شمال بروید، شما به جنوب بروید. {4}
  • اگر هر موضوعی را در زندگی خود با دیگران در میان بگذارید، به واقعیت نزدیک تر خواهد شد. صمیمیت به واسطه در میان گذاشتن ارزش ها و آسیب پذیری های خود با دیگران ایجاد می شود. اگر می خواهید الگوهای جدیدی ایجاد کنید و الگوهای قبلی را از بین ببرید، باید این فرآیند را به اشتراک بگذارید. اگر گونه ای از اجتناب را در خود می بینید و می خواهید آن را کنار بگذارید، با دیگران هم در مورد آنچه می بینید، صحبت کنید. این کار مانند درخشش نوری در تاریکی است در جایی که پنهان شده اید. پنهان شدن در آنجا چندان درست نیست زیرا حداقل یک نفر متوجه بازی شما خواهد شد. اگر تعهد جدیدی با خود بسته اید، آن را نیز با دیگران به اشتراک بگذارید (به دیگران بگویید). این کار باعث می شود آن تعهد به واقعیت نزدیک تر شود. فقط از دیگران انتظار نداشته باشید که در انام آن کار به شما کمک کنند و مسئولیت خود را از طریق گفتن به دیگران کاهش دهید. {4}
  • مدام کارهای جدیدی را امتحان کنید {4}
  • روزی یکبار خود را بکشید {4}
  • تعیین اهداف پر معنا: {5}
    • ارزش هایتان را خلاصه نویسی کنید
    • یک هدف آنی و ضروری برای خود تعیین کنید
    • برای خود اهداف کوتاه مدت تعیین کنید
    • برای خود اهداف بلند مدت تعیین کنید
    • هدف یک انسان مرده را برای خود در نظر نگیرید: ص 284
    • خودتان را در حال انجام اعمال سازنده تصور کنید: ص 285
  • برنامه و طرح عملیاتی: {5}
    • برای دستیابی به این هدف چه اقدامات کوچک تری مورد نیاز است؟
    • برای انجام این اقدامات به چه منابعی نیاز دارم؟
    • در چه زمانی معینی می توانم این اقدامات را انجام دهم؟
    • اگر دریافتید که منابع لازم برای دستیابی به اهدافتان را در اختیار ندارید آنگاه دو گزینه برای انتخاب پیش رو خواهید داشت:
      • فعالیت مورد نظرتان را به گونه ای طرح ریزی کنید که امکان دست یابی به منابع مورد نیاز برایتان میسر شود.
      • با توجه به ارزش هایتان، هدف جدیدی در همان راستا انتخاب کنید.
    • همیشه این ضرب المثل قدیمی را از فیلسوف بزرگ چینی لائو- تسه به یاد داشته باشید: یک سفر هزار کیلومتری با یک قدم آغاز می گردد. {5}
    • هلن کلر بیان کرده است: زندگی یا یک سفر مخاطره آمیز است و یا هیچ. {5}
    • فراوانی: ارتباط داشتن با ارزش ها و عمل کردن براساس آن ها به شما احساس خشنودی، تکامل و فراوانی می بخشد زیرا زندگی کردن براساس ارزش هایتان در همین لحظه به شما احساس رضایت می دهد.{5}
    • این جمله از هنری جیمز را به یاد داشته باشید: تا تلاش نکرده اید، نمی دانید که چه کارهایی را نمی توانید انجام دهید.{5}
    • جملات انگیزاننده: {5}
      • یک سفر هزار کیلومتری با یک قدم آغاز می شود. (لائو- تسه)
      • در هرکاری، اولین تجربه و طرح ریزی افتضاح از آب در خواهد آمد. (ارنست همینگوی)
      • از رفتن به سمت شاخه ها ترس نداشته باش زیرا میوه ها درست همان جا قرار گرفته اند. (جکسون براون)
      • 20 سال بعد ، شما بیشتر از اینکه بابت کارهایی که انجام داده اید پشیمان باشید، از کارهایی که در این مدت انجام نداده اید، پشیمان خواهید بود. پس در زندگی خود را در یک موضع امن محصور نکنید و همانند بادبان های کشتی خود را به آغوش باد بسپارید. از جست و جو، رویاپردازی و اکتشاف هراسی نداشته باشید. (مارک تواین)
    • مفهوم واژه ی تعهد نیز مانند واژه ی پذیرش اغلب به نادرستی درک می شود. تعهد به معنای کامل عالی بودن و همیشه در راه درست قدم برداشتن و عدم ارتکاب به خطا و اشتباه نیست. بلکه تعهد به این معنا است که هرگاه به ناچار ، در اثر لغزش از مسیر راه خارج شدید، نیروی خود را مجددا احیا کنید، جهت و راه و روش خود را بیابید و در مسیر دلخواهتان حرکت کنید. {5}
    • ماهیت تعهد این چنین است: شما هیچ گاه از پیش نمی دانید که آیا به اهدافتان دست خواهید یافت یا خیر و تنها کاری که می توانید انجام دهیداین است کهدر مسیر ارزش هایتان قدم بردارید. شما نمی توانید آینده را کنترل کنید ولی توانایی ادامه ی سفر به سوی اهداف،یادگیری،پیشرفت و بازگشت مجدد به مسیر ارزش هایتان در دست شماست. {5} همان گونه که رهبر بزرگ، وینستون چرچیل گفته است: رسیدن به موفقیت پایان راه نیست، شکست هم مرگبار نیست. آنچه ارزشمند است، شهامت ادامه دادن است. {5}
    • تعهد یعنی ما به انجام عمل سازنده مبادرت ورزیم، به خود اجازه ی خطاکردن دهیم، به هنگام خطا کردن با مهربانی پذیرای وجودمان باشیم به حرکت خود در مسیر ارزش هایمان ادامه دهیم. {5}
    • شما ممکن است قادر به کنترل کردن افکار و احساسات خود نباشیداما می توانید کارهایی که با دست ها و پاهایتان انجام می دهید را کنترل کنید! پس منظور ما از تعهد این است که : صرف نظر از هر گونه فکر و احساسی که دارید تحت هدایت ارزش هایتان به انجام عمل سازنده ادامه دهید. {5}
    • موفقیت ردر زندگی یعنی زندگی کردن با ارزش ها. {5}
    • اگر در اولین تلاش موفق نشدید، بازهم تلاش کنید و اگر بازهم تلاش تاثیر گذار نبود، عمل دیگری را امتحان کنید. {5}
    • از توماس ادیسون این چنین نقل شده است: بسیاری از انسان های شکست خورده، آن هایی هستند که به هنگام منصرف شدن از تلاش، نمی دانسته اند تا چه میزان به موفقیت نزدیک بوده اند. {5}
    • یک شغل پر استرس، یک بیماری جسمانی، یک رابطه ی شکست خورده، همه ی این ها می تواند فرصتی برای رشد شخصی و پرورش هارت های جدید و بهتر برای رویارویی با مشکلات زندگی باشد. همان گونه که وینستون چرچیل گفته است: یک انسان بدبین در هرفرصت، مشکلی را می یابد و یک انسان خوش بین در هر مشکل به یک فرصت دست می یابد. {5}
    • بسیاری از انسان ها، فرصت های زندگی شان را از دست می دهند زیرا فرصت ها خطرناک و هولناک به نظر می آیند. {5}
    • در لحظه ی رنج و درد و در لحظه ی شادی، به یک اندازه زندگی وجود دارد. اگر مهارت های ایجاد ارتباط را تمرین کنیم، یعنی همراه با علاقه و گشودگی، تمام آگاهی خود را بهتجربه ای که در زمان حال جریان دارد معطوف کنیم، خود به این نتیجه خواهیم رسید. {5}
    • بر آنچه در کنترل تان است، تمرکز کنید: در هرکاری که می خواهید انجام دهید اگر بر آنچه در کنترل تان است تمرکز کنید بهترین نتیجه را خواهید گرفت. (و اگر بر آنچه در کنترل شما نمی باشد، متمرکز شوید بدترین نتیجه را کسب خواهید کرد). {5}
    • زندگی پر معنا و غنی از طریق اعمال ما ساخته می شود. اما هر عملی بدین منظور مفید نمی باشد بلکه اعمال ما باید کارآمد باشند و توسط ارزش هایمان سوق داده شوند. به طور خاص ، اعمال ما باید متعهدانه انجام شوند یعنی علی رغم شکست ها و پس روی ها، بارها و بارها به انجام آن ها مبادرت ورزیده شود. {5}

نظری بدهید