/ در دسته‌بندی نشده / توسط
آخرین زمان ویرایش:

ارزش ها، اهداف و برنامه ریزی، اقدامات متعهدانه

ارزش ها، اهداف و برنامه ریزی، اقدامات متعهدانه

ارزش ها

  • در اینجا لازم است درمانگر اشاره کند که ارزش ها به اقدامات مرتبط با شجاعت، نوع دوستی و نجابت جهان محدود نمی شود و علیرغم اینکه آنها ارزش های والایی هستند، تقریباً هرچیزی که سرزندگی را به زندگی مراجع بیاورد ارزشمند است {1}
  • بخش دیگری از مفهوم سازی مورد جستجوی عبارات مراجع است که مطرح می کند هیچ چیز برایش ارزش ندارد. اغلب ، چنین مراجعاتی ارزش هایشان را کاملاً از حوزه آگاهی بیرون رانده اند، شاید به دلیل اضطراب، تسلیم یا نا امیدی، یا به این دلیل که در اثر پیامدهای منفی رفتار گذشته شان،بسیار آسیب دیده اند. در حالی که افراد ممکن است به راحتی از ارزش های خود دست برداند، ممکن نیست کسی در واقع برای هیچ چیز ارزش قائل نباشد. ویلسون و بیرد(2004،ص 169) {1}
  • مراجعان مبتلا به بیماری های روانی جدی یا نقایص هوشی، فاقد ارزش نیستند؛ بلکه فرصت کاوش ارزش ها اغلب توسط متخصصان خیرخواه و با حسن نیت سلامت روان، از آنها سلب شده است. {1}
  • برای بسیاری افراد، مباحثی که منجر به مشخص شدن ارزش ها می شود، می تواند پردردسر و توان فرسا باشد. در طول درمان، به دنبال کشمکش و درد باشید زیرا اغلب در این کشمکش است که ارزش ها آشکار می شوند. ارزش ها می توانند در درد، دریافت شوند {1}
  • وقتی که ما درباره ارزش ها حرف می زنیم، درباره آنچه که می خواهیم به آن دست یابیم، به عبارت دیگر، راجع به اهداف حرف نمی زنیم. منظور ما یک جهت گیری است که افراد انتخاب می کنند تا در زندگی آنها را هدایت کند. {1}
  • رفتار شما نشان می دهد که شما به چه چیزی اهمیت می دهید نه آنچه که شما فکر می کنید برایتان مهم است یا آنچه که به شما گفته شده یا القا شده که باید اهمیت دهید.واژه «پیامدها» با «نتایج» یا «بازده» مرتبط است و در بیشتر موقعیت ها به یک رویداد یا محرک محدود اشاره دارد که می تواند یک رفتار خاص را تقویت کند. {1}
  • «پیامد، فرآیندی است که از طریق آن فرآیند تبدیل به پیامد می شود» {1}
  • واژه پیامد با نتیجه یا بازده مرتبط است و در بیشتر موقعیت ها به یک رویداد یا محرک محدود اشاره دارد که می تواند یک رفتار خاص را تقویت کند. پیامد فرایندیست که از طریق آن فرانید تبدیل به پیامد می شود. نتیجه فرایندیست که به واسطه آن فرایند به پیامد تبدیل می شود. {1}
  • ارزش دادن یک انتخاب است . وقتی فردی انتخاب می کند به شیوه خاصی عمل کند، اقدامات انتخاب شده، ارزش های او هستند. قبل از آنکه آنها انجام یا اجرا شوند، صرفاً رفتار کلامی هستند. ما از طریق گفته های فرد، نمی فهمیم برای چه چیزی ارزش قائل است اما از طریق کاری که انجام می دهد، می توانیم بفهمیم. رفتار انعطاف پذیر با دلیل انجام می شود اما به آن علت صورت نمی گیرد(هیز و همکاران،1999،ص213-212). به عبارت دیگر،دلایل ممکن است به عنوان روابط استناجی ظاهر و با فرد همراه شوند، اما آن دلایل، علت آن رفتار نیستند(موجب رفتار نمی شوند) {1}
  • طبقه بندی ارزش ها: روابط صمیمی، فرزند پروری، روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، کار، تفریح، شهروندی، رشد فردی، سلامتی و معنویت {1}
  • ارزش ها مشتاقانه تعریف می شوند نه به شکل منفی و ناخوشایند {1}
  • ارزش ارزش ها واژه «ارزش» از کلمه لاتین «Value» می آید به معنای داشتن نیرو، قدرت، تأثر ومعنااست. اگر بخواهیم از زبان یک تحلیل گر رفتار صحبت کنیم، باید بگوییم، محرک های محیطی و کلامی مرتبط با امور انسانی نظیر«معنی»، «اهداف آتی» و «تعهد موثر» – پاسخ کلامی ما یعنی ارزش ها را شکل می دهد. وقتی یک درمانگر دربافت ACT از «ارزش»سخن به میان می آورد، به طور کلامی با ذخیره رفتاری مرتبط است که توسط محرک های محیطی، اجتماعی و کلامی ای که از نظر فردی معنی داراست، مدیریت می شوند و پیامد آن، انجام واقعی رفتار است نه صرفاً دستیابی محدود به یک هدف. {1}
  • ارزش گذاری با رفتار آشکارتان معمولاً موثرتر از ارزش گذاری بر اساس احساس هاست. رفتار آشکار در مقایسه با احساسات، بیشتر تحت کنترل هوشیاری است. {1}
  • ارزش ها به عنوان منبع انگیزش: در واقع برنامه تغییری که صرفاً برآن چه مراجع باید متوقف کند، متمرکز باشد به طنز، «برنامه مرد مرده » نامیده می شود. {1}
  • در مکالمه های روزمره فردی ممکن است بگوید«امنیت عمومی برای من مهم است».در سبک گفتاری ACT، می گوییم افراد برای چیزی که برایشان «مهم» است، اهمیت قائل اند». از افراد می خواهیم اینگونه راجع به قضیه فکر کنند: امنیت عمومی اهمیتی ندارد- این موضوعات نیستند که مهم اند، بلکه افراد هستند که به موضوعاتی از قبیل امنیت عمومی، اشتیاق جهانی و صمیمیت جهانی«اهمیت»می بخشند. این که چه موضوعاتی مهم اند دلبخواهی است، و این که افراد به چه موضوعاتی«اهمیت» می دهند به واسطه تاریخچه زندگی فرد تعیین می شود. این ارزش های انتخابی اوست که به بافت کنونی آورده می شوند.
  • بُعد آخر عملکرد ارزش ها، تشخیص این مسأله است که ارزش ها بی عیب اند. چون متعلق به یک فرد خاص هستند. به عبارت دیگر، هیچ کس نمی تواند ارزش های دیگری را مورد قضاوت قراردهد، زیرا هرکس چنین قضاوتهایی را فقط می تواند راجع به ارزش های خودش انجام دهد. مراجع می تواند پذیرش درمانگر را حس کند- این مسأله در فضای درمان قابل حس است. مراجع همچنین عدم پذیرش را نیز می تواند حس کند، که موجب دوری بیشتر درمانگر از مراجع می شود. {1}
  • حوزه های خطرناک در کار با ارزش ها: {1}
    • مراجع را به سمت مسیر ارزشمند خودمان هدایت کنیم تا مسیر ارزشمند خودش
    • ارزش های مراجع را مورد قضاوت قرار دهیم
    • عقلانی سازی افراطی کنیم
    • وقتی ارزش های ما با ارزش های مراجع فرق دارد: روی ارزش های مراجع متمرکز بمانید
  • پسایند های مطلوب فراگیر زندگی که به صورت کلامی شکل گرفته اند. {2}
  • عباراتی هستند که نشان می دهند فرد تمایل دارد چه اوضاع و احوالی را همواره در زندگی اش تجربه نماید. {2}
  • درمانگر اکت، به دلایل عملی، ارزش ها را متغیرهای فرایندی (یاشیوه های رفتار) در نظر می گیرد، نه متغیرهای پیامدی ( یا پیامدهای مطلوب زندگی). {2}
  • ویلسون و مورل (2004) با تاکید به اینکه هدف نهایی اکت، افزایش فراوانی ارزشمند زیستن است، واژه ی ارزش ها را (یعنی، واژه ای ایستا که اشاره به تمرکز بر پیامد دارد)، وضع کرده اند. در ارزشمند زیستن تاکید بر فرایند رفتاری است که همسو با ارزش های فرد است. {2}
  • به عبارت دیگر، رفتار ارزش- خاست درباره «بایدها»، «اجبارها»، و «الزام ها)» (که دلالت بر فرار از پیامدهای منفی دارد) نیست، بلکه درباره «خواستن ها» ست ( که دال بر روی آوری به پیامدهای مثبت است). بنابراین، ارزش ها بازتاب تمام عیار منابعی است که تقویت مثبت به ارمغان می آورند، نه تقویت منفی. {2}
  • درمانگران اکت به این دلیل با درمانجویان به روشن سازی ارزش ها می پردازند که سعی دارند به آنان کمک کنند راه های ارزشمند زیستن را بشناسند، به گونه ای که حس سرزندگی، معنا و هدفمندی بیشتری کنند. درمانگر باید تلاش کند تا مطمئن شود ارزش هایی که درمانجو به آن قائل است، عملا، حداقلی از معنا، نشاط، و هدفمندی را برایش پدید می آورد.{2}
  • وقتی ارزشی به طور کامل « تشریح می شود» و مجموعه ی مناسبی از رفتارهای همسو با آن شناسایی می گردد، حس معنا، هدفمندی، و سرزندگی که با اجرای پسندیده ی آن ارزش عجین شده است، به فعالیت هایی که پیش از این ناخوشایند یا خنثی بوده اند، تسری پیدا می کند. {2}
  • «خواستن» انگاشتن شان، به جای «باید» انگاشتن شان. {2}
  • فرد اساسا می تواند ارزش ها را « پیامدهای انتخابی و کلامی الگوهای جاری، پویا، و رو به رشد فعالیت تعریف کند، پیامدهایی که تقویت کننده های مسلطی برای فعالیت ایجاد می کنند. این تقویت کننده ها از آن دسته تقویت کننده هایی هستند که برای درگیر شدن در رفتار ارزشمند، ذاتا درونی اند» (ویلسون و دوفرنی،2009،ص66). به بیانی دیگر، زندگی همسو با ارزش ها- به انواع و اقسام مختلف- اغلب، فرایند زندگی را تقویت کننده می کند، حتی در مواقعی که پیامدهای ارزشمند لحظه به لحظه محقق نمی شود. {2}
  • مداخلات مربوطه: {2}
    • روشن سازی ارزش ها
    • تعیین هدف مبتنی بر ارزش ها و برنامه ریزی فعالیت
    • خلق الگوهای بزرگتر و پایدار تر عمل متعهدانه
  • پرسش های راهبردی:
    • بیشترین خواسته ای که از زندگیتان دارید چیست؟
    • چطور کارهایی را خیلی دوست دارید انجام دهید؟
    • دلتان میخواهد چطور آدمی باشید؟
    • دوست دارید در روابط بین فردیتان چه عملکردی داشته باشید؟
  • شرح ماهیت و کارکرد ارزش ها: متخصصان اکت هنگام معرفی ارزش ها، درصدد انتقال پیام های اساسی زیر به درمانجویان هستند. {2}
    • ارزش ها احساسات نیستند؛ آنها به کارهایی مربوط می شوند که انجام می دهید. ارزشمند زیستن بدین معنی است که با تمام وجود مسیری را که برایتان اهمیت دارد، دنبال کنید.
    • ارزش ها آن دسته از مسیرهای زندگی است که خودتان انتخاب کرده اید، نه اینکه احساس می کنید باید انتخاب نمایید.
    • ارزش ها مسیرهای زندگی را تعیین می کنند، در حالی که هدف ها و فعالیت ها به شما کمک می کنند تا در این مسیرها گام بردارید.
    • ارزشمند زیستن برای انسان نشاط، هدف مندی، و معنا را به ارمغان می آورد.
    • برخلاف هدف ها، ارزش ها نقطه ی پایان ندارد. آنها کیفیت فعالیت هایتان را منعکس می کنند( برای مثال، نحوه ای که انتخاب کردید تا در روابط بین فردی و نقش های خود، بر مبنای آن عمل کنید).
  • تمایز ارزش ها و اهداف: هدف ها و ارزش ها، بخش مهمی به حساب می آید. هدف ها به این دلیل طراحی شده است که همان طور که در مسیر ارزشمندی گام بر می داریم، به آنها برسیم و دورشان را، به نشانه ی اکتساب ، قلم بگیریم. این درحالی است که ارزش ها کیفیات مطلوب رفتار هستند که ما در سر تا سر زندگی، به عنوان جنبه ای مهم، درصدد حفظشان هستیم. {2}
  • فرایند در برابر پیامد: هدف ها به درمانجویان یاری می رساند تا به جای دل بستن به کسب پیامدهای مطلوب یا دستیابی به هدف موردنظر، بر فرایند ارزشمند زیستن تمرکز کنند. پیامد، فرایندیست که از طریق آن فرایند تبدیل به پیامد می شود {2}
  • پیامد فرایندی است که از طریق آن فرایند تبدیل به پیامد می شود. تمرکز صرف بر هدف ها به انحراف توجه از تجارب لحظه ی حال منجر می شود؛ چون هدف ها توجه را به سمت پیامدها جلب می کند، پیامدهایی که ممکن است در آینده حاصل شود یا نشود. به عکس، فرایند ارزشمند زیستن در رفتار جاری نمود پیدا می کند. این فرایند بیش از آنکه به مقصد مربوط شود، با مسیر در ارتباط است. {2}
  • طبقه بندی ارزش ها: ازدواج/روابط زناشویی/روابط صمیمانه، روابط خانوادگی، دوستان / روابط اجتماعی، شغل/ تعلیم و تربیت / رشد جسمی و روانی ، تفریح، معنویت، شهروندی، بهداشت و بهزیستی جسمی {2}
  • ارزشها حوزه هایی از زندگی اند که برای فرد مهمند. ارزشها متفاوت از اهدافند ارزشها هرگز به دست نمی آیند در حالی که اهداف می توانند کسب شوند. ارزشها، جهت هایی کلی برای رفتار فردند (هیز و همکاران،2011). در حقیقت ارزش ها مفاهیمی کلی و انتزاعی اند که جهت های مهم فرد در زندگی را نشان می دهند. {3}
  • آنچه در ACT اهمیت دارد، کارآیی انتخاب هایی است که مراجع بر اساس سیستم ارزشی خود انجام داده است نه عقاید درمانگر (هیز و همکاران،1999). هر فردی قادر است جهت زندگی اش را انتخاب کند و واژه ارزش ها برای توصیف این جهت های انتخاب شده استفاده می شود (هریس،2009). اگر انتخاب ها و رفتارهای مراجع او را به ارزش هایش نزدیک ترکند، پس زندگی او موثر است. {3}
  • در الگوی ACT موفقیت یک فرد در زندگی بر حسب اینکه چقدر انتخاب ها و رفتارهای او در طول زمان طبق ارزش هایش بوده، تعریف می شود. ظاهرا مراجع به خاطرچیزهایی به خودش بی رحمانه فشار آورده که جزء ارزش هایش نبوده است. درمانگر باید عواملی که ممکن است بر روند سنجش ارزش ها تاثیر گذار باشد را شناسایی و حذف کند. در واقع مراجع از انجام اعمال ارزشمند به دلیل اجتناب از موانع هیجانی منفی، اجتناب می کند. در مرحله بعد که به ایجاد تعهد مربوط می باشد به این موانع پرداخته می شود.{ 3}
  • ارزش ها زندگی بخش، تعالی بخش و نیرو بخش هستند. آنها چماق ذهنی دیگری نیستند که با آن خود را بکوبید یا ابزار سنجش دیگری نیستند که در مقابل آن شکست بخورید. {4}
  • به همین صورت، ارزش ها کیفیت های ارادی هستند که زنجیره لحظات را به مسیری ارزشمند پیوند می دهند. آنها آن چیزی هستند که لحظات صرف آنها می شود. اما هرگز مانند یک شی ء به دست آورده نمی شوند، زیرا آنها کیفیتی از اعمال گسترده هستند، نه چیزهای مشخص. {4}
  • انتخاب و قضاوت های منطقی یک چیز نیستند بلکه باهم متفاوتند. زمانی که شما قضاوتی می کنید، از ذهن خود و توانایی آن در ارزیابی گزینه های مختلف استفاده کرده و بسته به این که چه می خواهید یکی از آن گزینه هارا انتخاب می کنید.
  • اگر ارزش ها قضاوت بودند، به این معنی بود که ما باید ارزش هایمان را ارزیابی کنیم، اما در مقابل کدام ارزش ها، آنها را ارزیابی می کردیم؟ معمولا، ما درباره ی این موضوع زیاد فکر نمی کنیم، به یک دلیل خیلی خوب: ذهن انتخاب کردن را دوست ندارد. ذهن می داند که چگونه معیارهای ارزیابی را به کار ببرد (در واقع، توانایی های ارتباطی دقیقا به همین منظور مورد استفاده قرار می گیرند) اما نمی تواند مسیرهای نهایی ای که تمام این تصمیم گیری هارا با معنا می سازد انتخاب نماید. {4}
  • به این دلیل است که ما می گوییم مه آشوب گری و نه تسلیم ، هیچ کدام نشانه استقلال نیستند. این بدان معنی است که تمام این وقایع ذهنی را در نظر داشته باشید و نه به فلان دلیل و نه بر خلاف آن دلایل، تنها یکی از این حروف را انتخاب کنید. ارزش ها فراتر از کلمات هستند، اما ذهن ها آنها را مطالبه می کنند، و اگر مراقب نباشیم، برای جور شدن با دلایل متداول ارزیابی کننده و پیشگویانه که ماشین لغات کلامی ما می داند چگونه ا زآنها استفاده کند، تحریف می شوند. {4}
  • به همین صورت، فردی که کمک به دیگران برایش ارزش باشد، ممکن است مدرکی بگیرد که برای کمک به دیگران در موقعیت بهتری قرار گیرد. بلافاصله پس از گرفتن مدرک چیزهای جالب و ضروری بسیاری برای انجام دادن پیش خواهند آمد که مربوط به گرفتن مدرک نیستند، بلکه مربوط به کمک به دیگران است. {4}
  • نکاتی در ارتباط با ارزش ها {4}:
    • ارزش ها احساسات نیستند: بسیاری از افراد زمانی که اعمالشان با ارزش های انتخاب شدشان در یک راستا قرار گیرد، احساس سرزندگی می کنند. این به این معنی نیست که ارزش ها همان احساسات هستند. به طور خاص تر، منظور ما این نیست که ارزش ها کاری می کنند که ما احساس خوبی داشته باشیم، مخصوصا در کوتاه مدت.
    • ارتباط درد و ارزش ها: در ارزش هایمان، دردهایمان را می یابیم. شما نمی توانید بدون تحمل درد برای چیزی ارزش قائل شوید، در واقع ارزش های شما خصوصی ترین بخش زندگی شما هستند.
    • ارزش ها، نتیجه نیستند: استعاره نیروی جاذبه، ص 314 – رزش های شما خودشان نتیجه ای هستند که شما به دنبال کسب آن هستید و شما این نتیجه را حالا به دست می آورید زیرا آن ارزش ها فرایند زندگی کردن در لحظه ی حال را نیرو می بخشند.
    • ارزش ها به این معنی نیستند که مسیر ما همواره رو به جلو است
    • ارزش ها به آینده مربوط نمی شوند: ارزش ها مستلزم مسئولیت پذیری هستند: یعنی، تایید این که شما همیشه توانایی پاسخ دادن را دارید.
    • ارزش ها و شکست: اگر شما واقعا خطر کنید و عاشق کسی شوید، شما خود را به روی طرد، خیانت و از دست دادن گشوده اید. اگر واقعا در مورد از بین بردن معضل گرسنگی دغدغه داشته باشید زمانی که کودک گرسنه ای را می بینید آغوش خود را به روی درد خاصی گشوده اید. « اگر دغدغه ی چیزی را نداشته باشم، آسیب نخواهم دید» این جمله نشان می دهد که چگونه ذهن های بشری ارزش ها را دور از دسترس قرار می دهند.
    • ارزش ها همیشه کامل هستند
  • این اساسا یک فرایند چهار بخشی است که بی نهایت تکرار می شود: ارتباط داشتن با ارزش هایتان، گسترش اهدافی که شما را به جهتی ارزشمند سوق دهد، انجام کارهای خاصی که به شما امکان می دهد به آن اهداف دست یابید، و ارتباط داشتن و کارکردن با موانع درونی آن اعمال. {4}
  • من نمی دانم چه کسی یا چه چیزی این سوال را مطرح کرد، من نمی دانم چه زمانی این سوال مطرح شد. من حتی پاسخ دادن به آن را نیز بلد نیستم. اما در آن لحظات من به کسی یا چیزی گفتم آری و از آن لحظه مطمئن شدم که وجود معنادار است و بنابراین، زندگی من، چنانچه تحت اراده ام باشد، هدفی دارد. {4}
  • ارزش ها، مسیر زندگی شما را مشخص می کنند، و برای ایجاد تغییرات بزرگ در شما انگیزه ایجاد می کنند. فئودور داستایوسکی گفته است: رمز هستی بشر، زندگی کردن نیست بلکه داشتن چیزی است که ارزش زندگی کردن را داشته باشد. {5}
  • پرسش های کلیدی: {5}
    • در ژرفای وجودتان، چه چیزی برایتان ارزشمند است؟
    • دوست دارید چگونه انسانی باشید؟
    • دوست دارید چه نوع روابطی را برقرار کنید؟
  • ارزش ها یعنی: عمیق ترین تمایلات قلبی ما: اینکه می خواهیم چگونه انسانی باشیم، مصداق و نمایانگر چه ویژگی هایی باشیم و چگونه با دنیای اطرافمان ارتباط برقرار کنیم. اصول وقواعد راهنما که در مسیر زندگی ما را هدایت می کنند و به ما انگیزه می بخشند. {5}
  • در واقع ارزش مسیری است که ما تمایل داریم در آن حرکت کنیم، یک فرآیند مداوم است که هیچ گاه به پایان نمی رسد. یک ارزش همانند سفر کردن به سمت مغرب است، هر چقدر هم که پیش بروید بازهم می توانید به سفر خود به سمت غرب ادامه دهید. فردریک نیچه گفته است: هر انسانی که چرایی برای زندگی کردن دارد هر چگونگی را تحمل می کند. {5}
  • حالا شما را با این عبارت معروف از کتاب انسان در جست و جوی معنا تنها می گذارم: ما انسان هایی که سال هایی از عمر خود را در بازداشتگاه گذرانده ایم، افرادی را به خاطر می آوریم که در آن دخمه ها قدم می زدند و از دیگران دلجویی می کردند. آن ها حتی آخــرین تــکه از نــان خــود از مــی بخشیدند. البته تعداد این گونه افراد زیاد نبود. اما همین تعداد اندک برای ثابت کردن این مطلب کافی است که همه چیز را می توان از بشر گرفت به غیر از واپسین آزادی اورا! انسان در همه حال می تواند روش و رفتار خود را انتخاب کند. انسان در همه حال می تواند راه خویش را بر گزیند. {5}
  • آنچه که برای آن ارزش قائل هستید، ارزش شما محسوب می شود و تمام! نیازی نیست که ارزش هایتان را توجیه کنید و یا از آن ها دفاع کنید، همان گونه که هیچ گاه برای طعم بستنی مورد علاقه تان توجیهی ارائه نمی کنید. من از طعم بستنی گردویی خوشم می آید و دلیل آن را هم نمی دانم. فقط می دانم که مزه ی آن را به بستنی های دیگر ترجیح می دهم. {5}

نظری بدهید