/ در دسته‌بندی نشده / توسط

خود مفهوم پردازی شده

خود مفهوم پردازی شده

  • خود مفهوم پردازی شده محتوای کلامی است که مابرای تعریف و توصیف خود از آن استفاده می کنیم. همان طور که هیز(1999) آن را توصیف می کند. «ما انسان ها صرفاً در دنیا زندگی نمی کنیم. به بیان تکنیکی، روابط استنتاجی محرک ها بر سایر فرایندهای رفتاری تسلط دارد» {1}
  • دومین حس از خود، خود به عنوان فرایند یا خودآگاهی مداوم، وقتی تجربه می شود که ما رویدادهای رفتاری فوری ، چه خصوصی را مشاهده می کنیم.{1}
  • این احساس از خود می تواند به بهترین نحو به عنوان «هوشیاری خالص» (هیز و همکاران،1999،ص 187)یا به عنوان خودی که هشیار است اما فکر نمی کنند(هریس، 2007)توصیف شود. به معنای دقیق کلمه، این حس از خود، غیرمادی و مجرد است و ضرورتاً فاقد محتوای کلامی است. {1}
  • بنابر این خود مفهوم پردازی شده یک محتوای کلامی است که از طریق فرایندهای کلامی در زمینه ی خودشناسی شکل گرفته است. این خود نیست، بلکه محصولی از فکر کردن درباره خود یا رفتار کردن کلامی در ارتباط با خود در بافت است. خود مفهوم پردازی شده به ما اجازه می دهد که با دیگران ارتباط برقرار کنیم. {1}
  • فرد به جای اینکه آن محتوا را به عنوان محصولی از رفتار کلامی در نظر بگیرد که توسط خود فرد گرفتار آن شده است؛ با آن هم جوشی پیدا می کند و آن محتوا را به عنوان خود تلقی می کند. وقتی که فرد با محتوای قضاوتی منفی دچار هم جوشی می شود، احتمال اجتناب هیجانی وجود دارد. اگر «من بد هستم» به جای اینکه صرفا فکری باشد که به ذهن خطور کرده است، طبیعت بنیادین من در نظر گرفته شود؛ پس مهم است که از بافت هایی که این ارزیابی منفی را فرا می خواند اجتناب کنیم. {1}
  • محتوا انگاشتن خویشتن حین تجربه ای پریشان ساز، اغلب میزان پریشانی را بیشتر می کند، چون واژه ی ((بد)) زبان قضاوتگر، به تجربه ی درونی می چسبد و آن نیز به خویشتن. در چنین اوضاع و احوالی، حتی اگر درگیر شدن با این تجارب نیز برای زندگی بامعناتر و پرشورتر ، ضروری به نظر برسد، اجتناب تجربه ای احتمالا افزایش می یابد. گذشته از اینها، اگر محتوی منفی تجارب، معرف خویشتن او باشد، سعی در اجتناب از موقعیت هایی که این محتوای منفی را فرا می خواند، ممکن است گزینه ای وسوسه انگیز به نظر برسد. {2}
  • مفهوم سازی ها عباراتی هستندکه ذهن انسان درباره او به عنوان یک شخص می سازد و انسان آنها را حقیقت و واقعیت می پندارد. خود مفهوم سازی شده، مجموعه ای از ارزشیابی های فرد در مورد خودش است: پیرم – مظطربم- مهربانم، دوست داشتنی ام، بی ارزشم، زیبا. {3}
  • مشکل تداعی شدن با هر جنبه از هویتتان این است که به محض آنکه به آن جنبه خاص هویتتان می چسبید، جهان را به قیمت حفظ آن دیدگاه خودتان تحریف می کنید. خلاصه طبقه بندی ها و ارزیابی های کلامی شما از خودتان خود مفهوم سازی شده است. خود مفهوم سازی شده خود کلامی « من هستم » ها است. {4}
  • از نظر به دام انداختن شما در رنجتان، خود مفهوم سازی شده، بسیار خطرناک است. زیرا خود مفهوم سازی شده با داستانی که شما برای توجیه کارهایتان، می گویید هماهنگ است و با تجاربتان همخوانی دارد. این همخوانی نوعی همخوانی رضایت بخش و در عین حال سرکوب کننده است. آیا تا کنون متوجه شده اید که اگر کسی فکر کند که آدم مهمی نیست ظاهرا بیشتر رویدادهای زندگی اش موید آن ایده می شوند؟ یا آیا تا کنون مشاهده کرده اید که کسی که خودش را یک قربانی می بیند نهایتا به نحوی ( به طور ذهنی یا واقعی) قربانی می شود. {4}
  • صرف نظر از اینکه ما در زندگی خود به چه میزان تلاش می کنیم و به چه میزان موفق هستیم، بخش خود متفکر بالاخره راهی برای نشان دادن عیب ها، نقص ها و بدی های ما خواهد یافت. {5}
  • خود متفکر قسمتی از وجود شماست که فکر می کند، برنامه ریزی می کند، قضاوت، مقایسه و ارزیابی می کند، تصور و تجسم می کند، به یاد می آورد و به رویاپردازی و خیال بافی می پردازد. ما معمولا این بخش از وجودمان را ذهن می نامیم. {5}

نظری بدهید