/ در دسته‌بندی نشده / توسط
آخرین زمان ویرایش:

خود به عنوان ناظر/ بافتار/ مشاهده گر / زمینه

خود به عنوان ناظر/ بافتار/ مشاهده گر / زمینه

  • خود به عنوان چشم انداز که خود به عنوان زمینه یا خود مشاهده گر هم نامیده می شود، می تواند « به عنوان زمینه ای در نظر گرفته شود که در آن رویدادهای خصوصی نظیر افکار، احساسات، خاطرات و حواس خود رخ می دهد » {1}
  • استعاره ای راجع به ارتباط بین ابرها با آسمان استفاده می کند که از نوشته های «بابا رامداس» برای توصیف ارتباط بین خود به عنوان محتوا و خود به عنوان زمینه قرض گرفته شده است. در این استعاره، خود مشاهده گر به آسمان تشبیه شده است-که همیشه از آنجا است حتی وقتی ما به دلیل اینکه توسط ابرها پوشانده شده است که آن را نمی بینیم. محتوای کلامی شبیه ابرها است که می تواند گاهی اوقات نباشند، یا کم و غیرقابل مشاهده باشند، یا به اندازه کافی بزرگ و ضخیم باشند که به طور کامل دید ما را از آسمان بپوشاند. اما علیرغم اینکه آسمان قابل مشاهده نیست، ما می دانیم که آنجا هست و نیاز نداریم که ابرها را کنار بزنیم تا ببینیم که آنجا وجود دارد. از حس خود به عنوان زمینه نیز ما می توانیم محتوای کلامی و فرایندهای کلامی را مشاهده کنیم، بدون اینکه به آنها بچسبیم یا نیاز باشد آنها را تغییر دهیم یا آنها را به عنوان خود حقیقی یا واقعی در نظر بگیریم. {1}
  • درک بی نفسی، حالت طبیعی ما، شبیه بازیابی بینایی پس از کوربودن یا بازیابی شنوایی پس از کر بودن است، بی نفسی با پرتوهای خورشید مقایسه شده است. بدون وجود یک خورشید استوار، اشعه ها فقط به سمت خارج می تابند. به طور مشابه، وقتی که ما خیلی با خودمان ارتباط نداشته باشیم، بیداری ما به بیرون ساطع می شود. بی نفسی، همان خوبی مطلق یا طبیعت بودا یا بودن بی قید و شرط است. این همان چیزی است که ما همیشه داریم و هرگز آن را از دست نمی دهیم.(ص.62) {1}
  • خود به عنوان چشم انداز، حرکت در یک جهت ارزشمند را تسهیل می کند. وقتی فرد با خود به عنوان چشم انداز تماس برقرار می کند، بیشتر می تواند خود را به عنوان خود متداوم و ثابت ببیند؛ یعنی هرکاری که بکند، چه به یک هدف مطلوب برسد یا نرسد، چه لذت چه درد را تجربه کند، خود مشاهده گر مورد تهدید قرار نمی گیرد و کامل باقی می ماند(هیز وهمکاران1999، ص 186). {1}
  • نظارت برخود از طریق توصیف، استدلال منطقی یا حرف زدن راجع به آن، انجام نمی شود، خود به عنوان چشم انداز، تجربه می شود. {1}
  • بافتار انگاشتن خویشتن، همان معنای تحت اللفظی کیستی واقعی نیست، بلکه نوعی جایگاه مشاهده است که درمانجو روی آن قرار می گیرد تا از خویشتن محتوایی جدا شود و به گونه ای کارآمدتر و به سبکی همسو با ارزش ها عمل کند. {2}
  • خویشتن بافتاری، در ساده ترین وجه آن، به خویشتنی اشاره دارد که بخش پایدار و همیشه حاضر شماست، بخشی که متوجه گذار افکار، هیجانات، خاطرات، و حس های بدنی در آگاهی تان است. به عبارت دیگر، بافتار انگاشتن خویشتن به این معناست که من اینجا حی و حاضرم (ازاین جایگاه چشم انداز) و متوجه وقوع متناظر رویدادهای هیجانی و شناختی که بیانگر خویشتن نیستند و الزاما آن جایی و آن زمانی هستند، هستم؛ به این دلیل که الزاما نمی توانند همزمان هم مورد توجه قرار گیرند و هم در جایی باشند که از آن جا نگاه شان می کنیم. {2}
  • مکان یا جایگاه هشیاری که انسان ها رویدادهای درونی و بیرونی را در آن مشاهده می کنند. این ادراک را می توان به سان جنبه ی تغییر ناپذیر سیستم روانی تجربه کرد؛ یعنی، محتوای هشیاری لحظه به لحظه تغییر می کند، اما مکانی که محتوای مزبور در آن نظاره می شود، ثابت می ماند. {2}
  • مداخلات در این بخش حاوی پیام های زیر است ( برگرفته از هیز و همکاران و استروسال و همکاران 2004) {2}:
    • خویشتنی وجود دارد که از افکار، تصاویر ذهنی، هیجانات، خاطرات، نقش ها، و حس های بدنی متمایز است. می توانیم آن را «خویشتن مشاهده گر» بنامیم.
    • افکار، احساسات، خاطرات، و حس های بدنی دائما درحال تغییرند، در حالی که بخش مشاهده گر شما همواره ثابت است. این چشم انداز از اوان کودکی با شما همراه بوده است.
    • این چشم انداز مکانی را عرضه می کند که در آن می توانید با خیالی آسوده و اخذ موضعی غیر قضاوتی، تجارب درونی خود را مشاهده کنید. هنگامی که از این دریچه به افکار، احساسات، و حس های بدنی ناخوشایند نگته می کنید، خیالی تهدیدآمیز به نظر نمی رسند.
  • گسلش و پذیرش طبیعتا رشد خود به عنوان یک فرایند خودآگاهی پویا را حمایت می کنند. {3}
  • این موضع که در آن فرد قادر به ارتباط با یک حس پایدار از خود است و ورای افکار و احساسات و برچسب هاست، خود مشاهده گر یا خود به عنوان زمینه است(باتن،2011) . خود به عنوان زمینه مستلزم مهارت های گسلش و ارتباط با زمان حال است. {3}
  • این حسی متعالی از خود در انسان هاست و از طریق فرایندهای گسلش و ذهن آگاهی به دست می آید. مزیت اصلی این حس از خود، آن است که خود زمینه ای است که در آن محتوای هشیاری تهدیدیکننده نیست. به عبارت دیگر خود به عنوان زمینه پذیرش را حمایت می کند. شماری از مداخلات ACT هدف شان این است که به مراجعان کمک کنند جنبه های کیفی خود به عنوان زمینه را به طور مستقیم تجربه کنند(هیز و همکاران،2010). {3}
  • خوداگاهی مداوم، دانش جاری و پیوسته شما از تجارب خودتان در زمان حال است. {4}
  • خود مشاهده گر مفهومی از خود است که علی رغم اینکه مهم ترین جنبه وجودی ما است و مدت زمان بسیار طولانی با شما است، از نظر کلامی کمترین شناخت را از آن دارید. {4}
  • مشاهده گری که شما را در حین آنکه به موضوعی فکر می کنید مشاهده می کند کیست؟ سعی نکنید از طریق تبدیل این مفهوم خود به یک شی به این سوال پاسخ دهید، این مفهوم به هیچ وجه نمی تواند شی باشد. شما درباره این مفهوم خود مستقیما چیزی نمی دانید بلکه از طریق مفهوم متعالی آرام و صلح آمیز نسبت به آن آگاهی دارید. {4}
  • تماس داشتن با خود مشاهده گر خودش از طریق تجربه صورت می گیرد. هیچ فرمول ساده ای وجود ندارد که ما بتوانیم برای درک این مفهوم بزرگتر هشیاری و حضور در اختیار شما قرار دهیم. {4}
  • خود مشاهده گر، یک جنبه ی قدرتمنداز آگاهی انسان است که تاکنون در روان شناسی غرب مورد اهمال قرار گرفته است. مادامی که شما نحوه ی دستیابی به این بخش از وجودتان را بیاموزید، قادر خواهید شد تا تغییرات بیشتری را در رابطه ی خود با افکار و احساسات ناخواسته تان ایجاد کنید.{5}
  • خود مشاهده گر صرفا فعالیت های شما را مشاهدا می کند و شما را از آن ها آگاه می کند تا این گونه از تجارب خود درس بیاموزید). علاوه بر این خود مشاهده گر هیچ گاه درباره ی شما قضاوت نمی کند زیرا قضاوت ها در مقوله ی افکار جای می گیرند و خود مشاهده گر هم قادر به فکر کردن نمی باشد. خود مشاهده گر چیزهارا همان گونه که هستند مشاهده می کند، درباره آن ها قضاوت و یا انتقاد نمی کند و فرآیندهای تفکر را برای مقابله کردن با واقعیت به کار نمی گیرد. بنابراین، عملکرد خود مشاهده گر، مفهوم پذیرش را به صحیح ترین و اصیل ترین شکل ممکن بیان می کند. {5}
  • خود مشاهده گر نیازی به اصلاح شدن ندارد زیرا همواره وظیفه اش را بدون عیب و نقص انجام می دهد. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که با آن ارتباط برقرار کنید. همچنین، خود مشاهده گر هیچ گاه آسیب نمی بیند. اگر اندام جسمانی شما به علت بیماری، افزایش سن و یا صدمه ای آسیب دیده باشد، خود مشاهده گر به آن آسیب توجه می کند. و اگر درد شما زیاد تر شود بازهم خودمشاهده گر از آن آگاه است و درد شما را مشاهده می کند. همچنین اگر در اثر آسیب و صدمه ای که دیده اید، افکار و خاطرات بد به ذهنتان خطور کند، خود مشاهده گر به آن ها نیز توجه می کند. اما هیچ یک از آسیب های فیزیکی، احساسات دردناک و افکار و خاطرات بد نمی توانند آسیبی به خود مشاهده گر وارد کنند. {5}
  • به طور خلاصه: {5}
    • خود مشاهده گر از لحظه ی تولد تا زمان مرگ با شما حضور دارد و بدون تغییر باقی خواهد ماند.
    • خود مشاهده گر تمام اعمال شما را مشاهده می کند ولی هیچ گاه درباره ی شما قضاوت نمی کند.
    • خود مشاهده گر به هیچ وجه آسیب نمی بیند.
    • خود مشاهده گر همواره حضور دارد حتی اگر ما آن را فراموش کنیم و یا چیزی درباره ی آن ندانیم.
    • خود مشاهده گر یک شی ء نمی باشد و ماهیت فیزیکی ندارد.
    • خود مشاهده گر وظیفه اش را بدون عیب و نقص انجام می دهد و نیازی به پیشرفت کردن یا اصلاح شدن ندارد (خود مشاهده گر کامل است).
  • خود مشاهده گر به صورت بنیادی از خود متفکر متفاوت است. خود مشاهده گر به تفکر نمی پردازد بلکه این بخش، فقط مسئول تمرکز، توجه و هوشیاری است. اگرچه این بخش می تواند افکار را مشاهده کند و یا به آن ها توجه کند ولی نمی تواند تولید کننده ی آن ها باشد. در حالی که خود متفکر درباره ی تجربیات شما فکر می کند، خود مشاهده گر آن تجربیات را مستقیما ثبت می کند. {5}

نظری بدهید