/ در دسته‌بندی نشده / توسط
آخرین زمان ویرایش:

دلیل آوری و استدلال

دلیل آوری و استدلال

  • وقتی استدلال ها به جای این که صرفاً توصیفی از رویدادها باشند، به عنوان علت رویداد در نظرگرفته می شوند، برای مراجعان مشکل ساز خواهد شد. همان طور که هیز و همکاران(1999، ص 51) {1}
  • افکار و احساس ها به عنوان علل رفتار در نظر گرفته می شوند، زیرا یا مقدم بر رویدادهای بالینی هستند و یا به دنبال آنها می آیند. بنابراین، مراجع معمولا این گونه گزارش می دهد، چون افسرده بوده، در مدرسه رد شده، یا چون مضطرب است، از روابط اجتماعی اش احساس رضایت نمی کند. ما درمانگران و پژوهشگران حوزه سلامت و روان، به اندازه ی مراجعان مان به خاطر این استدلال ها مقصریم. ما اختلال هارا بر اساس افکار و احساس ها تعریف، نامگذاری، تحقیق و درمان می کنیم. مثل اختلال های فکری، خلقی و اظطرابی (هیز و دیگران، 1999. صص156-154). {1}
  • در درمان ACT، مواظب استدلال ها باشید. هرجا شاهد استدلال بودید، منتظر اجتناب هم باشید، این دو همیشه با هم هستند. پادزهر اجتناب، پذیرش است. {1}
  • دلیل آوری: تلاش فرد برای ایجاد تبیینات لفظی برای استفاده از شیوه های مقابله ای ناکارآمد که باعث می شود شخص نسبت به همایندی های واقعی در محیط کمتر حساس باشد. مراجعانی که دلایل خوبی برای رفتار مختل شان دارند. علایم شان شدیدتر و درمان شان دشوار تراست( آدیس و جاکوبسون،1996). {3}

نظری بدهید