/ در دسته‌بندی نشده / توسط
آخرین زمان ویرایش:

تفاوت های اکت با رفتار درمانی شناختی

تفاوت های اکت با رفتار درمانی شناختی:

  • تفاوت های مفروضه ای:
    • مفروضه 1: افکار و/یا احساسات باید تغییر کنند تا رفتار آشکار تغییر کند
    • مفروضه 2: اگر تغییر فکر می تواند تغییر رفتار را تسریع کند پس راهبردهای تغییر منطقی/عقلانی بهترین گزینه است.
    • مفروضه 3: هدف اصلی روان درمانی کاهش علائم است.
    • مفروضه4: تمرکز درمان ترجیحا بر تکالیف بین جلسه ایست.
  • تفاوت های راهبردی و تکنیکی:
    • رویارویی: در رفتار درمانی و رفتاردرمانی شناختی، هدف، کاهش اضطراب است؛ اما در اکت، تمایل پیدا کردن به تجربه ی اضطراب (با رویکردی نسبتا گسلیده و خویشتنی بافتارگونه) است آن هم زمانی که مانعی برای فعالیت ارزش- خاست به شمار می رود.
    • فعال سازی رفتاری: درمانیست برای افسردگی، یا به شکل مشخص تر شیوه ایست برای کاهش افسردگی. از نظرگاه اکت، فعال سازی رفتاری عبارت است از روشن سازی ارزش ها، اعمال و هدف های همسو با آنها، و تعیین گام های بزرگتر برای دستیابی پایدارتر و مصمم تر به آنها.
    • مهارت آموزی: در طی درمان مبتنی بر پذیرش و پای بندی ممکن است لازم شود کمبود برخی مهارت ها شناسایی و بدان پرداخته شود، کمبودی که به اجتناب تجربه ای ربطی ندارد. مهارت های مذکور عبارت است از : نحوه ی برقراری ارتباط موثر، مساله گشایی، شناسایی هیجانات و همدلی کردن، سایر مهارت های اجتماعی، یا حتی مهارت های مربوط به زندگی روزمره یا شناسایی چگونگی و شرایط کسب مهارت های لازم برای دنبال کردن شغل مناسب و ارزشمند.
    • نا هم آمیزی در مقابل بازسازی شناختی: دو تفاوت بسیار مهم بین ناهم آمیزی و بازسازی شناختی وجود دارد. نخست اینکه هولون و یک (1979) فاصله گیری شناختی را مولفه ای لازم برای بازسازی شناختی می دانند، نه کافی. از نظر گاه شناختی، فرد باید یاد بگیرد که افکارش را منطقی تر و عقلانی تر ارزیابی کند تا سرانجام افکار مساله ساز یا ناسازگار تغییر کنند. از نظر گاه اکت، فرد بایدصرفا یاد بگیرد که از افکارش جدا شود تا کمتر جدی گرفته شوند. در اکت راهبردهای تغییر منطقی/ عقلانی به کار نمی رود، و افکار مساله ساز نیز لازم نیست که برای تغییر رفتار، اصلاح شود. دوم اینکه تکنیک های ناهم آمیزی بسیاری در اکت به کار می رود. این در حالی است که طی بازسازی شناختی، فقط از یک راه برای فاصله گیری استفاده می شود. با وجود آنکه شناسایی یک فکر به عنوان فکر- در مقابل توصیفی ایستا و تغییر ناپذیر از واقعیت – مطمئنا یکی از راه های فاصله گیری شناختی است، قطره ای از دریای تکنیک های ناهم آمیزی به شمار می رود؛ تکنیک هایی که همسو با اکت هستند.

نظری بدهید